اما چه سخت تشنه ی محبتت بودم
سخن تمام نشد و ختم ماجرا پیدا
امید با تو بودن تلاش بی ثمری بود
چه کوشش شب و روز بسان شخم زدن روی سینه ی دریا
و به درگاهت گره به باد زدن و همچو کوفتن اب بود در هاون
مرا رها کردی ؟ چرا مرا رها کردی ؟
مرا که رام تو بودم مرا که اسیر رام تو بودم 