ای ستاره ای ستاره ی غریب از بشر مگوی و از زمین مپرس
زیر نعره ی گلوله های اتشین از صـــــــــفای گونه های آتشین مپرس
زیر سیـــــــلی شکنـجه های دردناک از زوال چــــــــــهره های نازنین مپرس
پیش چـــــــشم کودکان بی پنـاه از نـــــگاه مادران شرمــــــگین مپرس
در جهـــــــنمی که از جهان جداست در جهنمی که پیش دیده ی خداست
از لهیب کوره ها و کــــــــوه نعش ها از غریو زنده ها میان شعله ها
بیش از این مپرس
ای ستاره ای ستاره ی غریب ما اگــــــــر زخاطر خدا نرفته ایم
پس چــــرا به داد ما نمی رسد؟ ما صدای گریه مان به آســـــمان رسید
از خدا چرا صـــــــــدا نمی رسد