درچهار سوی گیتی بوی غبـــار وحشت و باروت می دهـــــــــند
ایا کســــــی صفای بهاران را هرگز گلــــــی به کام تواند چید ؟
وقتی که گلوله های بلند توپ در چهار سوی گیتی
در استـــــــتار شاخه و برگ درخت هاست
این قـــــــــمری غریب ، روی کدام شاخه بخواند ؟
وقتی که دشتــــها ؛ دریای پر تلاطم خون است
دیگـــــــــرنسیم ، زرق و زرین صبح را
روی کــــــــــــــدام برکه براند ؟