بنام او که نامش درمان دلهای خسته
ویادش شفای قلبهای شکسته ومعرفتش معراج عارفان است .
ای خدا تنها یاد توست که روح آشفته و پریشان مرا به ساحل امید واری میرساند
وآنگاه که با تو درد دل می کنم آرام می شوم واحساس سبکی بند بند وجودم را پر می کند
ای خدا تنها یاد توست که پریشان حالی
ودرماندگی آرامش وصف ناپذیربر جانم حکم فرما می سازد
و گامهایم را استوار می سازد
ای خدا تنها یاد توست که در هنگام تنهای ودر سکوت شب روح وروانم را نوازش می دهد
ودل وجانم را لبریز از عشق و محبت وامید می سازد ای محبوب قلبم ای تنها مونس من!
تنها یاد تو ستکه تکیه گاهی همچون کوه در زندگی من است
واگر نه مرا چه حاصل از این رنج و محنت بود.یک سوال؟
آخر تو خدای خوب من چرا..... چرا ...... چرا ..... چرا که من؟
من که از اندوه خویش خرد شده ام....... چرا؟
ولی بازم میگم دوست دارم. 
چون به این معتقدم که خودت که درد و میدی درمونشم میدی