منای نگاه
بی کران , آبی , خروشان , دیدنی است جاری و پر التهاب و گفتنی است
هر طرف او می دود در جستجوست هر نگاهش پر ز حرف و گفتگوست
می دود تا آسمانها با شتاب تا رسد بر تار و پود آفتاب
در دو دل دارد تمنای نگاه در میان رنگ آبی یا سیاه
می رود بالا تر از یک نردبان می شود پیدا تر از هر آسمان
یک نگاه مهربان دنیای او یک کلام بی نشان معنای او
می توان سر مشق هر دیدار بود بیت بیت عشق را هم سرود
می پرد تا آسمان با شاپرک تا شود پیغام صدها قاصدک
همصدا شاید شود با آبشار رنگ آبی می شود در جویبار
چشمها آیینه هر زندگیست زندگی بی چشم بینش هیچ نیست .