دولت عشق امد
مرده بودم زنده شدم گریه بودم خنده شدم دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم
دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا زهره شیر است مرا زهره تابـــــــــــنـــــده شدم
گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سر مست نه ای رو که از این دست نه ای رفتم و سر مست شدم از طرب اکنده شدم
گفت که تو کشته نه ای در طرب آغشته نه ای پیش رخ زنده کن اش کشته و افکنده شدم
چشمه خورشید تویی سایه گه بید منم چونک زدی بر سر من پست و گدازنده شدم
ابش جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
از توام ای شهره قمر در من و در خود بنگر که از اثر خنده تو گلشن خندنده شدم