سلام خوبید ؟ مرسی منم خوبم مرسی که اینهمه بهم سر می زنید و منو خوشحال می کنید 
امروز می خواهم در باره ی وب لاگ خودم بنویسم که چی شد اصلا شروع کردم بنویسم
خوب راستش می دونین چیه ؟
حدود 30 ماه و 16 روز پیش چند ماه بعد از اینکه با خانمم اشنا شدم شروع کردم به نوشتن وبلاگم
تا احساسات درونی ام رو به یه نوعی به ماهی عزیزم منتقل کنم
در حقیقت تمام شعر های این وبلاگ رو به نوعی تقدیم می کنم به ماهی عزیزم که خیلی دوسش دارم 
اما چی شد که اینا رو نوشتم !
چند روز پیش داشتم تو وب لاگها می گشتم که یه موضوعی ذهن منو به خودش مشغول کرد
دیدم یه نفر اسم وب لاگ خودش رو تو گوگل سرچ کرده و رتبش 6 بود با خودم گفتم بذار منم یه سرچ بکنم
ببینم انچه که ار دل براید رتبش در گوگل چند اید ؟ 
چشامو بستم که نکنه یه وقت آخر باشم اما وقتی باز کردم دیدم رتبه ی اول هست
وب لاگم تو تمام وب لاگ ها و این هم از برکات وجود ماهی عزیزم هست
از هم اینجا بهت می گم دوستت دارم ماهی فراری و می خواهم تو را در اغوش بگیرم همچو تور صیاد
