چشمای ابری
ای گل شکسته ساق شعر من ، نمی خواهم چشمای تو ابری باشه
نمی خواهم تو لحظه های بی کسی رو سرت دست نوازش نباشه
خیلی وقته که تو رو ندیدمت ، خیلی وقته که من از تو غافلم
ای پری خوب من منو ببخش ، بگذر از خطا و تقصیر به من
ای تو ماهی عزیز قصه ها ، می دونم یه عمری از تو جدام
اما شب ها با چشای گریونم ، می زنم عکستو روی این چشام
دل من می خواهد مثل همون روزا ، تو منو عاشقونه صدا کنی
بعد میریم توی آسمون دل ، غصه رو از تن من جدا کنی
با تو دنیا همیشه خوشترینه ، حتی اون جهنم هم بهشتمه
بی تو پایان تمام قصه ها ، انتهای عمر و سر نوشتمه
بی تو من بغض سکوت رو می شکنم ، این دل شیشه ای از جا می کنم
رو همه ستاره های آسمون نباشی یه مهر باطل می زنم