رو بغض خیس پنجره اینجوری اشکاتو نریز
به دور و بر نگاه کنی قحطی مهربونیه
حال کبوتر و نپرس بدجوری بالش خونیه
نفرین نکن به آسمون تقصیر آسمون چیه ؟
بین تموم آدما درد من و تو یکیه
اشکاتو پاک کن همسفر گاهی باید بازی رو باخت
اما اینو یادت باشه باز می شه زندگی رو ساخت